با من بودن یعنی در زمین هویج با من بیل بزنی نه اینکه وقتی دنبال چوب می گردم برای آتش بایستی و تماشایم کنی.باتو بودن کاری نداشتن یعنی وقتی رفتی سرم زیر باشد و مدام سبحان الله سبحان الله مست دانه های فیروزه ای باشم و بترسم سرم را بلند کنم که مبادا نباشی مبادا نگاهم در نگاه دیگری گره بخورد...دلخوشی محرم است و غدیر و شب نیمه شعبان که مشهد باشی و دارالزهد کمیل بخوانی.. و سفر..شک کردنت را دوست دارم ولی این بار من اجازه نمی دهم چیزی یا کسی تو را از مهربان شدن با من مایوس کند.خیلی چیزها را ما باید بسازیم شاید.. تو و من..هنوز هم احساسات حرف اول را می زند.از همیشه تا همیشه.عقلی که سراغش را می گیری کمک گرفتن از همین احساسات است بر مبنای عقیده. کم نیست مشکلاتی که نباید فراموش شوند اما ما عاقلیم نه؟
باسلام خدمت شما
مطالب شما را خواندم موفق باشی بای
به من سر بزن