اجازه دارم خستگی هایم را اینجا خفه کنم یا باز باید دوره بیفتم و برای دوست داشتن هایم امضا جمع کنم.دور زمانی نبود که با خود می جنگیدم تا آرام آرام ساختم و پرداختم که به اینجا رسید.ره صد ساله را یک شبه رفتن گرفتاری چنین مصیبتهایی را هم دارد.ولی عباس  باز میجنگد خودت گفتی و من امروز باید در برابر این همه که از دست دادم چیزی داشته باشم جواب این نامساوی بزرگ نمی تواند تجربه باشد نه تجربه نه..

 

 

 

 

جای ان است که خون موج زند در دل لعل

زین تغابن که خزف می شکند بازارش

 

 

...

 

 

 

 

 

 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد